- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!۲- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن!۳- وقتي مي خواين برين دست به آب ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!۴- وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!۵- كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين!
در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامهای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند
مي گويند "مريلين مونرو " يك وقتي نامه اي نوشت به " البرت اينشتين " كه فكرش را بكن كه اگر من و تو ازدواج كنيم بچه ها يمان با زيبايي من و هوش و نبوغ تو چه محشري مي شوند !
يك مرد پس از ۲ سال خدمت پي برد كه ترفيع نمي گيرد، انتقال نمي يابد، حقوقش افزايش نمي يابد، تشويق نمي شود. بنابراين او تصميم گرفت كه پيش مدير منابع انساني برود. مدير با لبخند او را دعوت به نشستن و شنيدن يك نصيحت كرد: «از تو به خاطر ۱ يا ۲ روز كاري كه تو واقعاً انجام مي دهي، تقدير نمي شود.»مرد از شنيدن آن جمله شگفت زده شد اما مدير شروع به توضيح نمود.
سياستمدار: كسي است كه مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي كه شما براي اين سفر لحظه شماري كنيد. مشاور: كسي است كه ساعت شما را از دستتان باز مي كند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است. حسابدار: كسي است كه قيمت هر چيز را مي داند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند.
روزي مردي داخل چاهي افتاد و بسيار دردش آمديك روحاني او را ديد و گفت :حتما گناهي انجام داده اييك دانشمند عمق چاه و رطوبت خاك آن را اندازه گرفت
آورده اند مردي بود كه پيوسته تحقيق ِ مكرهاي زنان مي كرد و از غايت غيرت ،هيچ زني رامحل اعتماد خود نساخت وكتاب” حيل النساء ” (مكرهاي زنان) را پيوسته مطالعه مي كرد. روزي در هنگام سفربه قبيله اي رسيد وبه خانه اي مهمان شد.
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان كفاش برايد مينويسد. بهش گفتم كه اين گضنفر ما تا كلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس كه پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب كشي كرديم. پدرت توي صفحه حوادث خوانده بود كه بيشتر اتفاقا توي ۱۰ كيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم ۱۰ كيلومتر اينورتر اسباب كشي كرديم. اينجوري ديگر لازم نيست كه پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم.. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاك خانه قبلي را آورده و اينجا نصب كرده كه دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آورده اند روزي ميان يك ماده شتر و فرزندش گفت وگويي به شرح زير صورت گرفت:بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پيش آمده است. آيا مي تونم ازت بپرسم؟شتر مادر: حتما عزيزم. چيزي ناراحتت كرده است؟بچه شتر: چرا ما كوهان داريم؟شتر مادر: خوب پسرم. ما حيوانات صحرا هستيم. در كوهان آب و غذا ذخيره مي كنيم تا در صحرا كه چيزي پيدا نمي شود بتوانيم دوام بياوريم.
مردي به يك مغازه فروش حيوانات رفت و درخواست يك طوطي كرد.صاحب فروشگاه به سه طوطي خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطي سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
خانووم… بعد از اين كه هفت هشت دفعه، هي اومدس و رفته س وديده س و نخريدس ، بالاخره، باري آخركه اومدس، يه دفعه ديگه هم پارچه را ديدس، اين دفعه ، كم و بيش پسنديده س وخبري مرگش خريدس.
روزي روزگاري نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد: «شما براي چي مي نويسيد استاد؟» برنارد شاو جواب داد:
ابتدا روي لينك زير كليك كنين. بعد دكمه استارت رو بزنين.