احكام قران"احكام و دستورات قرانهر انچه كه درباره قران بخاهيد بشناسيدايات و احاديث
181 داستان ايراني و زيبا و كوتاه اشتايي با انواع داستانهاي ايراني
150داستان ايراني زيبا و قشنگ در داستانهايي كوتاه و خواندني
117 داستان كوتاهايراني و زيبا در زمينه هاي فرهنگي و خيلي زيبا
102 داستان كوتاه ايراني و هيجاني و قشنگ و زيبا
88 داستان كوتاه از داستانهاي شيرين ايراني و زيبا
72 داستان كوتاهداستانهاي زيبا و شيرين
مجموعه اي چهل حديسي ار امام حسين براي شناخت راه درست زندگي
دستورالعمل هايي مربوط به زندگي واسلام از ديدگاه ايت الله بهجت
يك مجوسى اسلام آورد، پس هنگامى كه دوستانش به ديدنش آمدند به او گفتند: اسلام را چگونه يافتى ؟ گفت : تعجب كردم از اين جهت كه هر كسى داخل دين اسلام شد سر ذكرش را مى برند و كسى كه از اسلام خارج شد گردنش را مى برند
ابن ابى الحديد در جلد يك صفحه 116 مى نويسد كه در خبر آمده است كه روزى يحيى عليه السلام حضرت عيسى متبسم و خندان بود، حضرت يحيى گفت : (( ((مالى اراك لاميا كانك آمن )) )) چه شده كه تو را در حال لهو و خوشى مى بينم مثل اينكه تو (از عذاب خدا) ايمن هستى
روايت شده كه شيطان ، به درگاه فرعون آمد، و در را كوبيد، فرعون گفت : كوبنده درب كيست ؟ شيطان گفت : اگر خدا بودى ، مى فهميدى چه كسى درب را مى كوبد، فرعون گفت : اى ملعون داخل شو، شيطان گفت : ملعونى بر ملعونى وارد مى شود، پس داخل شد، فرعون به او گفت : چرا بر آدم سجده نكردى تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوى ؟
گويند زنى از بزرگان حبشه ، شنيده بود كه خداوند در مكه ، خانه اى دارد و از اختصاص داشتن كعبه به حضرت حق چنان خيال كرده بود، كه لازمه اش اين است كه بايد آن خانه ، در جاى خوش آب هوائى واقع شده است ، و مقام دلكشى داشته باشد، كه چشم از ديدار آن نورانى و دل مسرور مى گردد، يعنى كاخ با عظمت الهى در ميان باغ دلگشا قرار دارد و دربهاى آن را باز نموده اند و تختى عالى و مرصع به جواهرات الوان ، در آن نهاده و حق تعالى بر تخت نشسته و اشراف موجودات هم بر گرد
شهيد آية الله دستغيب در كتاب داستانهاى شگفت صفحه 51 مى نويسد: مرحوم محمد رحيم اسماعيل بيك كه شخصى با تقوا و مؤ منى شايسته و در توسل به اهل بيت عليهم السلام و علاقه قلبى به حضرت سيد الشهداء كم نظير بود، و از اين بابت ، رحمت و بركت صورى و معنوى زياد نصيبش شده بود و در رمضان سال 1387 هجرى قمرى به رحمت حق و اصل شد نقل نمود:
مرحوم نراقى گويد شخصى مورد و ثوق نقل كرد از شيخ محمد كليددار حرم مقدس كاظمين عليهماالسلام و شيخ مذكور خود مرد متدينى بود و من خود او را ملاقات كرده بودم ، كه شيخ مذكور گفت : در هنگامى كه حسن پاشا بعد از زمان سلطنت نادر شاه در ايران او پادشاه عراق عرب بود در بغداد و داراى قدرت بود، روزى در ايام ماه جمادى الثانى در وقتى كه جمعى از امرا و افندايان و اعيال آل عثمان در مجمع او حاضر بودند، پرسيد كه سبب چيست كه اول ماه رجب را شب نور باران گويند، يكى از ايشان گفت : كه در اين شب بر قبور ائمه دين نور فرو مى ريزد.
مرحوم حاج شيخ ملااحمد نراقى در خزائن مى نويسد: شيخ جليل القدر شيخ محمد جعفر نجفى قدس سره كه از مشايخ اجاره اين حقير است در سفرى كه به جهت زيارت عسكريين و سرداب مقدس به سر من راءى (سامراء) مشرف مى شديم ، با جناب ايشان همسفر بوديم ، روزى حكايت كرد كه مرا از اهالى سامراء يك آشنا وى بود كه هرگاه به زيارت مى آمدم به خانه او مى رفتم ، وقتى آمدم آن شخص را رنجور و نحيف و زار و مريض ديدم كه مشرف به مرگ بود، از سبب ناخوشى او پرسيدم
از دانيال پيغمبر نقل است كه گفت : وقتى كسى خواست بداند كه حاجتش برآورده شده است يا نه يك مشت از دانه ها را بردارد (مانند اينكه يك مشت نخود يا چيز ديگر بر مى دارد يا يك قبضه از تسبيح را بگيرد) و حاجت خود را در دل پنهان دارد و هشت تا هشت تا از دانه ها برگيرد،
براى از بين رفتن فقر و فاقه سوره آل را سه مرتبه بخواند و با احدى از مردم صحبت نكند و وقتى رسيد به آخر قل اللهم مالك الملك ، اين دعا را هفت مرتبه بخواند
اگر روز محرم روز يكشنبه باشدزمستان شايسته و نيكو گذرد و باران زيادى ببارد و به بعضى از درختان آفت رسد و عسل كم شود و دردهاى مختلف و مرگهاى شديد و صعب العلاج شايع گردد و در هوا طاعون و وبا زياد شود و مرگ و مير فراوان شود و در آخر سال بعضى از خوراكى گران شود و در آن سال پيروزى از آن سلطان شود.
قطب راوندى در كتاب قصص با سند خود از صدوق و او از امام صادق عليه السلام روايت كرده حضرت صادق عليه السلام فرمود: در كتاب دانيال است كه اگر اولين روز محرم شنبه باشد، زمستان هوا بسيار سرد و يخبدان خواهد بود و بادهاى سردى مى وزد و گندم گران خواهد شد، و وباء و مرگ كودكان و تب در آن سال زياد خواهد شد و عسل كم خواهد بود و دنبلال زياد خواهد بود،
(( عن الامام ابى عبدالله عليه السلام قال : اذا عسر عليك امر فصل عند الزوال ركعتين ، تقرء فى الاولى بفاتحة الكتاب و قل هو الله احد و انا فتحنا الى قوله و ينصرك الله نصرا عزيزا و فى الثانى بفاتحة الكتاب و قل هو الله احد و الم نشرح .))
(( و قال على (ع ) ثلاثة مجالستهم يميت القلب ، مجالسة الاراذل ، و الحديث مع النساء، و مجالسة الاغنياء. (16) ))
خصال : عن على عليه السلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله : ثلاث يحسن فيهن الكذب ، المكيدة فى الحراب ، و عدتك زوجتك و الاصلاح بين الناس ، و قال : ثلاثة يقبح فيهن الصدق ، النميمة ، و اخبارك الرجل عن اهله بما يكرهه ، و تكذيب الرجل عن الخبر. ))
(( و فى الخصال عن الصادق عليه السلام قال : سرعة المشى بهاء المؤ من . ))در كتاب خصال از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: تند راه رفتن بهاء و ارزش مؤ من است .(( و فيه عن ابى جعفر عليه السلام قال : اذا احب الله عبدا نظر اليه ، فاذا نظر اليه ، اتحفه من ثلاث بواحدة ، اما صداع ، اما حمى ، و اما رمد. ))
(( ((روى فى الكافى عن بعض اصحبابنا، قال : قال ابوعبدالله ، اصبروه على الدنيا، فانما هى ساعة ، فما مضى منه لاتجد الما و لاسرورا، و ما لم تجى فلاتدرى ما هو؟ و انما هى ساعتك التى انت فيها، على طاعة الله و اصبر فيها عن معصية الله )). ))
از امير المؤ منين صلوات الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: روزى در مدينه گرسنه شدم ، پس به دنبال كار در اطراف مدينه رفتم ، ديدم زنى دلوهائى را جمع نموده ،
ادم 930 سال ، حوا 937، شيث 712، ادريس كه به آسمان رفت 350 سال ، نوح 950، هود 800 سال
گويند مورى حضرت سليمان را با جميع لشكرش به مهمانى دعوت نمود و گفت وعده گاه كنار فلان درياست
در كافى است كه امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى عليه و آله (به اصحاب ) فرمود: آيا شما را به بدترينتان آگاه نكنم ؟ عرض كردند: بله يا رسول الله ، فرمود: آنان كه سخن چينى كنند و ميان دوستان جدائى افكنند،
مردى بنده اى را فروخت و به مشترى گفت : عيبى ندارد جز سخن چينى ، مشترى گفت : باشد، من راضى هستم ، پس او را خريد، بنده و غلام مدتى را آنجا ماند، بعد رفت
سيف بن هارون گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم را با بهترين خط خود بنويس ، و باء را نكش تا سين را بردارى (بلكه سين را با دندانه بنويس ).حضرت رسول خدا(ص ) فرمود: كسيكه بسم الله الرحمن الرحيم را بخواند، خداى متعال هفتاد هزار قصر (كاخ ) از ياقوت سرخ در بهشت براى او بسازد، در هر قصرى هفتاد هزار خانه از در سفيد و...
پدر بزرگوار امام زمان عليه السلام حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام امام يازدهم شيعيان است ، بنقل شيخ مفيد امام عسكرى عليه السلام در مدينه در 24 ربيع الاول سال 232 متولد شد و در سال 260 در سن 28 سالگى در منزل شخصى خود در سامرا به شهادت رسيد.(1)مادر بزرگوار امام زمان عليه السلام ((مليكه )) است كه از طرف پدر دختر ((يشوعا)) فرزند امپراطور روم شرقى بود، و از طرف مادر نوه شمعون از ياران مخصوص حضرت عيسى عليه السلام و وصى او بشمار مى رفت .او با اينكه در كاخ مى زيست و با خاندان امپراطورى زندگى مى كرد اما آنچنان پاك و با عفت بود كه گويى شباهت به خانواده خود ندارد، بلكه به مادر و خانواده مادرى كشيده و زندگيش همچون زندگى شمعون و عيسى عليه السلام و مريم عليهاالسلام از صفا و معنويت و پاكى خاصى برخوردار بود، از اينرو دوست داشت با يك خانواده پاك و خداپرست وصلت كند و به توحيديان بپيوندد، خداوند او را در اين هدف كمك كرد و او را بطور عجيب (كه در داستان ماجراى اسارت او و خريدارى از جانب امام هادى عليه السلام براى امام عسكرى عليه السلام در تاريخ آمده است ) به خواسته و هدفش رسانيد
در اين مقدمه كوتاه توجه شما خواننده عزيز را به چند موضوع جلب مى كنم:1- ما مسلمانيم ولى آيا مى توان تنها با نام «مسلمان» افتخار كرد و مسلمان بود يا اين كه اسلام بيش از هر چيز «آگاهى» و سپس «عمل» است:آگاهى بر جهان بينى خاصى كه براى اصلاح مسير فكرى و عملى انسان ها بپا خواسته، و دستورالعمل هاى نوين و حساب شده اى در كنار يك مكتب فكرى به جهانيان عرضه كرده است.آگاهى بر يك سلسله اصول اعتقادى و يك سلسله دستورات زنده عملى.ولى متأسفانه بسيارى از مردم تنها به خاطر اين كه در دامان پدر و مادر مسلمان ديده به جهان گشوده اند، و يا بحكم اين كه در يك كشور اسلامى متولّد شده اند، و يا بهنگام انتخاب مذهب نام اسلام را زودتر شناخته اند و به آن دل بسته اند، خود را مسلمان مى دانند.بديهى است مسلمان واقعى هرگز نمى تواند به اينها قناعت كند، زيرا اسلام چيزى نيست كه از راه «وراثت» از پدران و مادران به فرزندان
در زير اين وصيّت نامه 29 صفحه اى و مقدمه چند مطلب را تذكرمى دهم :1- اكنون كه من حاضرم بعض نسبتهاى بى واقعيت به من داده مى شود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود. لهذا عرض مى كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مى شود مورد تصديق نيست مگر آنكه صداى من يا خط و امضاء من باشد با تصديق كارشناسان يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم .2- اشخاصى در حال حيوة من ادعا نموده اند كه اعلاميه هاى اين جانب را مى نوشته اند. اين مطلب را شديدا تكذيب مى كنم تا كنون هيچ اعلاميه اى را غير شخص خودم تهيه كسى نكرده است .3- از قرار مذكور بعضى ها ادعا كرده اند كه رفتن من به پاريس به وسيله آنان بوده . اين دروغ است . من پس از برگرداندنم از كويت با مشورت احمد، پاريس را انتخاب نمودم زيرا در كشورهاى اسلامى احتمال راه ندادن بود. آنان تحت نفوذ شاه بودند ولى پاريس اين احتمال نبود.
يكى از اهالى عراق در مدينه ،به ديدار امام صادق عليه السلام آمد از او پرسيد: (در عراق كه هستى ، آيا به زيارت قبر امام حسين عليه السلام مى روى ؟). مرد گفت :( آرى مى روم ) .امام عليه السلام فرمود: (آيا مى خواهى ثواب زيارت امام حسين عليه السلام را برايت بگويم ؟).مرد گفت : ( آرى ).امام عليه السلام فرمود: ( وقتى كسى آماده مى شود كه به زيارت امام حسين عليه السلام برود ،فرشتگان آسمان با خوشحالى به يكديگر خبر مى دهند؛ و آن گاه كه به طرف كربلا حركت مى كند ،فرشتگان بر او درود مى فرستند تا به كربلا برسد).سپس امام عليه السلام فرمود: (وقتى كه مى خواهى امام حسين عليه السلام را زيارت كنى ،اين زيارت را بخوان كه به ازاى هر كلمه اش درى از رحمت الهى به رويت باز مى شود ).آنگاه امام عليه السلام زيارتى را به او آموخت كه به (زيارت وارث )معروف شد.
سپاس بى كران خداوند بزرگى را سزاست كه نعمت ولايت و دوستى خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام را به ما شيعيان ارزانى فرمود و امامان معصوم عليهم السلام جانشينان راستين رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را وسيله هدايت و راهنمايى ما قرار داد تا از سعادت و نيكروزى دو جهان بهره مند شويم و از بدبختى و مهالك دنيا و عقبى نجات يابيم .و شكر بى منتهى ، خالق منان و افتخار نصيب اين حقير گردانيد كه با بضاعت اندك جلد سوم كتاب چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام را تقديم به ارادتمندان حضرتش نمايم و درباره مقام منيع آن حضرت در مكتب اسلام قلم زنم .سالار شهيدان حضرت حسين بن على عليهما السلام در عصر تاسوعا به حضرت قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام فرمود:(اركب بنفسى انت يا اخى حتى تسالهم عما جاء هم ) برادر جانم به فدايت ! سوار شو و نزد آنان رو و بپرس كه از چه رو بدينجا آمده اند؟ (1)
مقدمه دفتر در مسير طولانى تاريخ حيات بشر، حوادث و وقايع بى شمارى رخ داده كه تنها پاره اى از آنها داراى تلا لؤ و درخشندگى ويژه اى است .يكى از آن رويدادها كه بسان نگينى گران سنگ بر حلقه انگشترى اين حوادث ، درخشش و بالندگى دارد، واقعه جانسوز كربلاست ؛ همان حادثه اى كه براى حفظ اسلام ناب محمّدى (صلّى اللّه عليه و آله ) از دستبرد طاغوتيان زمان به سركردگى يزيد، ابن زياد، عمر سعد و ... پديد آمد.اين رخداد بزرگ را مى توان از ابعاد گوناگون و زواياى مختلف مورد بررسى قرار داد. همانگونه كه محققان و انديشمندان فرزانه بسيارى ، هريك به فراخور حال خويش ، دست به قلم برده و گوشه اى از عظمت اين واقعه را به رشته تحرير درآورده اند.يكى از آن عزيزان ، مؤ لف بزرگوار، علامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشى است كه زندگانى سردار بزرگ كربلا،حضرت ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) را نوشته و به دوستداران خاندان عصمت و طهارت عرضه نموده است .
أَلا لا خَيْرَ فى عِلم لَيْسَ فيهِ تَفَهُّمٌأَلا لا خَيْرَ فى قَرَائة لَيْسَ فيْها تَدَبُرٌأَلا لا خَيْرَ فى عِبادَة لَيْسَ فيْها تَفَكُّرٌ(1)ترجمهآگاه باشيد: دانشى كه در آن انديشه نيست سودى ندارد!آگاه باشيد: تلاوت قرآن كه در آن تدبّر نباشد نفعى ندارد!|آگاه باشيد: عبادتى كه در آن تفكّر نيست بى اثر است!
حدود صيغه محرميت تا چه اندازه مي باشد ، و ربواط و محدوده حجاب تا حدي از لحاظ شرعي مجاز مي باشد ؟ صيغه محرميت همان عقد موقت است كه زن در روابط مثل زوجه است .
1- خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست تو به چه رنگ بودبلكه از تو خواهد پرسيد كه چگونه انساني بودي؟
به گزارش شيعه نيوز به نقل از عصر ايران، دكتر حميد گورابي رييس پژوهشكده رويان در اين باره مي گويد: در رساله امام خميني (ره) كه مربوط به سي سال پيش است سوالي درباره رحم جايگزين هست كه نشان مي دهد فقه شيعه در كنار مسايل علمي حركت مي كند و در حد و حدودي كه اطلاعات صحيح داده شود تصميم مي گيرند و كمك مي كنند.
چه گناهاني باعث فشار قبر ميشوند؟ و براي دوري از آن چه بايد كرد؟ مؤمن بايد بيم و اميدش به خدا در يك سطح باشد. اگر ترسش از عذابهاي الهي بيش از حد باشد از رحمت خداوند مأيوس ميشود و به اصطلاح عوام ميگويد آب كه از سر گذشت چه يك وجب و چه صد وجب.
دربارهي استخاره سه ديدگاه وجود دارد: 1- ديدگاه افراطي: كه اين ديدگاه از آنِ كساني است كه عقل را محدود دانسته و مشورت را نيز رايزني با عقلهاي محدود تلقي ميكنند. از نظر اين گروه در همان ابتداي كار بايد به سراغ تسبيح يا قرآن رفت و از خداوند راه صحيح و خير را طلب نمود.2- ديدگاه تفريطي: اين ديدگاه به كلي منكر استخاره و تفأل است. 3- ديدگاه معتدل: كه صاحبان آن معتقدند با توجه به جايگاه عقل و مشورت، استخاره و تفأل عين خردورزي است. بسياري از روايات وجود دارد كه در آنها استخاره و تفأل مورد تأييد و سفارش امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ واقع شده است. در اين نوشتار ضمن تبيين مفهوم استخاره دلايل جواز استخاره با قرآن را ذكر مينماييم و نيز رواياتي راكه در آنها تفأل به قرآن مورد نهي واقع شده است را بررسي مينماييم.
ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟ حضرت فرمود: آري، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبري را برنينگيخت مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد.